به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏‌بره و از میانشون می‏‌گذره از بعضی آدم‏‌ها بگذری و برای همیشه قائله رنج‌آور را تمام کنی.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌ باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

مهم نیست که چه اندازه می‌بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش  نکنی.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

از دردهای کوچیکه که آدم می‌ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می‌شه.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

همیشه وقتی گریه می‌کنی اونی که آرومت می‌کنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه می‌کنه  عاشقته.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می‌فهمی…

كسی كه دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم می‌گه

 

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود” هست.

یک کم کنجکاوی پشت “همین طوری پرسیدم” هست.

قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” هست.

مقداری خرد پشت “چه میدونم” هست.

و اندکی درد پشت “اشکالی نداره” هست.


برچسب‌ها: به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی, می‌فهمی…, غمگین, سخنان غمگین, سخنان همیشه
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 17:46  توسط salar  | 

به امید روزی دیگر در مدرسه

خارج از مدرسه (کافه)
تقلب (چشمهایم برای تو)
روز امتحان (روز واقعه)
زنگ زیست (معنی عشق)
کیف مدرسه (محموله)
اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
زنگ تفریح (حمله به توالت)
مدیر مدرسه (پدر سالار)
پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
میز آخر (بهشت پنهان)
پای تخته (قتلگاه)
ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
نمره ۲۰ (آرزوی محال)
گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
امتحان شهریور (شانس زندگی)
فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
شب إمتحان (وصیت نامه)
قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
تقلب کردن (بی تو هرگز)
زنگ کلاس (دیدار ارواح)
مدرسه (چوبه دار)
زنگ ورزش (امید دانش آموز)


برچسب‌ها: به امید روزی دیگر در مدرسه, غمگین, مدرسه
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 17:39  توسط salar  | 

شده شبیه تو تموم بی کسیم میخوام که یادت بیاد

 

به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خیالت بیاد

 

نگاه خیس من به یاد تو هنوز یه ابر بارونیه

 

این بغض لعنتی تو خاطرات من یه عمر زندونیه

 

برای من کسی شبیه تو نبود تو خلوتم با منی

 

با جای خالی همیشه بودنت دوباره زخم میزنی

 

بدون تو همیشه این سکوت و بی کسی شده تموم لحظه های من

 

نبودی و خیال تو تموم خاطرات تو نوشنه شد به پای من

 

شده شبیه تو تموم بی کسیم میخوام که یادت بیاد

 

به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خیالت بیاد

 

هوای گریه هام بدون تو پر از هوای پاییزیه

 

بدون تو اگه بیفتم از نفس بهای ناچیزیه

 

تمام زندگیم شبیه شعله ی اسیر خاکستره

 

چه فرقی میکنه بذار که از سرم خیال تو بگذره


برچسب‌ها: چقدر بد, غمگین, دلتنگ, چه فرقی میکنه بذار که
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 17:35  توسط salar  | 

 

شکسپیر گفت:

 
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
 
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
 
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..

 

 زندگی کوتاه است .. 

 

پس به زندگی ات عشق بورز ..

 
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
 
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
 
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
 
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
 
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
 
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
 
قبل از تنفر » عشق بورز
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

برچسب‌ها: قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش, شکسپیر, سخنان غمگین
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مهر 1393ساعت 15:44  توسط salar  | 

•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
از قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی
“رفـــــــتنــــ ” همیشہ
حتی در دستور زبان فارســـی
“لــــــازمـــ” است…
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
زلالی قلبت ارزانی دیگران
من این احساس آبکی را نمیخواهم
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
قرار نیست که همیشه من خوش باشم …
دیروز من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم …
امروز دیگری خوش است برای با تو بودن …
و فردا یکی دیگر…
از تلاش دست نکش عزیزم که چشم ملتی به توست …
تو می تونی …
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
کاش یاد تو
به سان فلفلی زیر بینی که تحریکت میکند عطسه کنی،
قلبم را تحریک میکرد
تا هرآنچه از تو در قلب دارم
بیرون بریزد . . .
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
رفته ای ؟؟؟
بعضی ها بهش میگن قسمت
اما من تازگیها بهش میگم به درک . . .
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
به حق رفتی . . .
زیادی ات کرده بود
شیرینی ام دلت را زد
به حق رفتی . . .
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
داور قلبم نه سوت دارد
نه کارت قرمز…
راحت باش…
تا دلت می خواهد خطا کن
سکوت میکنم باز هم سکوت میکنم
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛
متوجه میشی که جــــــای بعضیا ،
الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ …
اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده … !!!
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
آنان که “عوض” شدنشان بعید است، “عوضی” شدنشان قطعی است… شک نکن !
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
اینقدر کــﮧ برای “خـــر” کردن من سـعے کـردے
بـراے خـودتـــــ وقتــــ میگذاشتے حتمــا “آدمــــــ” میشدے
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
این روزا باید دشمناتو فراموش کنی …
تنها کسی که می تونه تو رو به خاک سیاه بشونه
یک دوست کاملاً مورد اعتماده . . .
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
چرا وقتی دروغ میگی و من لبخند می زنم فکر میکنی خرم . . .
خب یه بارم فکر کن دارم به خریت تو لبخند می زنم . . !
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
خوش به حالشان !!
خوش به حال اونی که …
وقتی درآغوشت آرام گرفت به او میگویی :
قبل تر از تو ، هیچ کس نبود در افکارم . . .
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم
همانند توست مرا ” دوست ندارد ”
احساس ندارد !
اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
داستان از آنجا شروع شد که تو اسمه تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی . . .
و من از آنجا بی غیرت شدم که فکر میکردم به تمدن رسیده ام !
•.•.•.•.•.•.•.•پیامک تیکـــه دار.•.•.•.•.•.•.•.•.•
تقصیر خودمونه …
بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم !


برچسب‌ها: پیامک تیکـــه دار, سخنان تیکه دار, تیکه اس ام اس, حرف های طعنه دار, غمگین
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 13:47  توسط salar  | 

آن شب ، شب خوبی نبود

با او تماس گرفت : چرا ؟ مگه من چی کار کردم ؟

دختر در جوابش : تو ... نه عزیزم تو خیلی پاکی ... ولی من ... تو لیاقتت بیشتر از منه ...

گفت : این حرفا چیه ؟ تو می دونی یا من ؟ من دوست دارم ... به خدا بدون تو می میرم ...

دختر گفت : این از اون دروغا بودا ... ولم کن ... ازت خسته شدم ... تو زیادی عاشقی ...

پسر : مگه بده آدم عاشق باشه ... ؟

دختر : آره واسه من بده ... عشق دروغه ...

پسر : نه به خدا من عاشقتم ...

دختر : ولم کن حوصلتو ندارم ...

پسر آهی کشید و گفت نه تو رو خدا نمی خوام از دستت بدم ...

صدای قطع شدن مکالمه آمد ...


تازه به خانه رسیده بود ... وارد اتاقش شد و با دیدن عکس او در پشت زمینه ی کامپیوترش ، اشکش جاری شد ...

آهنگ مورد علاقه ی او را گذاشت تا پخش شود ...

به اواسط آهنگ رسیده بود که بغضش ترکید ...

بود و نبودم ... همه وجودم ... آروم جونم ... واست می خونم ... دل نگرونم اگه نباشی بدون چشمات مگه میتونم ؟

گرمی دستات ... برق اون نگاه ... یادم نمیره طعم بوسه هات ... کاشکی بدونی اگه نباشی ... می شکنه قلبم بی تو و صدات ...

و می گریست ...

بدون شام خوردن به رختخواب رفت ... و با فکر او به خواب ...

ساعت 3:12 بامداد بود ... از جا پرید ... خواب او را دیده بود ...

بلند شد و روی تختش نشست ... به بی معنی بودن زندگی بدون او پی برده بود ...

نمی خواست دیگر با هیچ کسی باشد ... پیامکی ارسال کرد :

" الان که این پیامک رو می خونی جسمم با تو غریبه شده ولی بدون روحم همیشه دوست داره ، دیدار به روز بیداری بدن ها ... دوستت دارم ... بای "


به بیرون از اتاقش رفت ... داخل آشپز خانه شد ...

پنجره ی آشپز خانه به اندازه ی او بزرگ بود ...

داخل کوچه را نگاهی کرد ...

سکوت در کوچه ی ساختمانشان فریاد می کشید ...

پنجره را باز کرد ...



با باز شدن پنجره ، شب به داخل خانه نفوذ کرد ...

پاهایش را از پنجره بیرون گذاشت ... و بدنش هنوز لب پنجره بود ...

و وداع کرد ...

صدایی سرد از کوچه آمد ... ساعت 3:34 دقیقه بامداد بود ... جسمی به پایین افتاده بود ...

نخواست مزاحم کسی بشود برای همین نیمه شب را انتخاب کرد ...

و روحش به آرامش ابدی رسید و جسمش نسیب خاک شد ... همانطور که از خاک آمده بود ...


صبح مادرش قبل از اینکه به آشپز خانه برسد داخل اتاق پسر شد ...

پسر را نیافت ...




ولی گوشی او را در حال زنگ خوردن دید ...

تماس هایی پشت سر هم و بی وقفه از یک دختر ...

و ده ها پیام یکسان در گوشی دید که تازه از طرف دختر ارسال شده بودند :

" نه تورو خدا نه ... نمی خوام دیگه ازت جدا باشم .... فکر کن حرفای دیشبم فقط یه شوخی بود ...

تورو خدا ازم جدا نشو .... بخدا منم دوستت دارم "

زمان ارسال پیام ساعت 3:35 دقیقه ی بامداد بود ...

و مادر ... وارد آشپز خانه شد ... طبق عادت از پنجره به پایین نگاهی کرد ....


برچسب‌ها: شوخی خوبی نبود, غمگین, سخنان غمگین, سخنان فلسفی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 15:32  توسط salar  | 

به نام خدا
حکـــــــــــــــــــــایت من…


حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…

دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…

حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…

زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…

گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…

حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…

پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…

30528818176343638241


برچسب‌ها: حکایت من, غمگین
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 18:38  توسط salar  | 

شده شبیه تو تموم بی کسیم میخوام که یادت بیاد

 

به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خیالت بیاد

 

نگاه خیس من به یاد تو هنوز یه ابر بارونیه

 

این بغض لعنتی تو خاطرات من یه عمر زندونیه

 

برای من کسی شبیه تو نبود تو خلوتم با منی

 

با جای خالی همیشه بودنت دوباره زخم میزنی

 

بدون تو همیشه این سکوت و بی کسی شده تموم لحظه های من

 

نبودی و خیال تو تموم خاطرات تو نوشنه شد به پای من

 

شده شبیه تو تموم بی کسیم میخوام که یادت بیاد

 

به سمت من اگه دلت قدم نزد بذار خیالت بیاد

 

هوای گریه هام بدون تو پر از هوای پاییزیه

 

بدون تو اگه بیفتم از نفس بهای ناچیزیه

 

تمام زندگیم شبیه شعله ی اسیر خاکستره

 

چه فرقی میکنه بذار که از سرم خیال تو بگذره


برچسب‌ها: لعنتی, غمگین
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 18:38  توسط salar  | 

اگر آنگونه كه با تلفن همراهتان برخورد مي‌كنيد با خانواده‌تان برخورد مي‌كرديد،

 اكنون خوشبخت‌ترين فرد دنيا بوديد! اگر هر روز شارژشان می‌كرديد…!

     باهاشون در روز از همه بيشتر صحبت می‌كرديد! 

    پای صحبت‌هايشان می‌نشستيد.

           پيغام‌هايشان را دريافت می‌كرديد.

             پول خرجشان می‌كرديد  

   برايشان زيور آلات تزئينی مي‌خريديد!      

              دورشان يک محافظ محكم می‌كشيديد!       

       در نبودشان احساس كمبود می‌كرديد!   

 

                  حاضر نبوديد كسی نزديكشان شود حتی…!  

                 مطالب خصوصی‌تان را به حافظه‌شان می‌سپرديد   

        هميشه و همه جا همراهتان بودند حتی در اوج تنهایی!

           و اگر هميشه همراه اولتان بودند…

        با داشتن يك خانواده خوب و مهربان هيچ كس تنها نيست!

     در ضمن اضافه می‌كنم الان هم كه گوشی‌ها لمسی شده،

  اگر همانقدر كه گوشي رو لمس می‌كنيد خانواده‌تان را نوازش كنيد

كلی خوشبخت می‌شويد…


برچسب‌ها: و اگر هميشه همراه اولتان بودند…, غمگین, جملات غمگین
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 13:48  توسط salar  | 

آرزو هات را یه جا بنویس

و یکی یکی از خدا بخواه
خدا یادش نمیره
ولی تو یادت میره چیزی را که الان داری آرزوی دیروزته


 

وقتی نیستی انگار همه نیستند... نه که نیستند، هستند ولی مثه تو نیستند...


من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم
فقط دارم اروم اروم زمینو ترک میکنم
واسه وقت کشی.... :((((


ﺯﻣﺎﻧﻲ ﮐﻮﻩ ﺑﻮﺩﻡ!
ﺣﺎﻻ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﺩﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ، ﻣﻲ ﺭﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻫﻢ


بهترین یاد مرا قاب کن وپشت نگاهت بگذار
تاکه تنهاییت از دیدن من جا بخورد
وبفهمد که دل من باتوست
درهمین یک قدمی.................


وقتی یه آدم میگه
هیچکس منو دوست نداره،
منظورش از هیچکس
یک نفر بیشتر نیست...
همون یه نفری که واسه اونه همه کسه....


اگه خوبم، اگه اینجام یه نفر هست توی دنیام که مثل کوه پشتم موند همیشه/
یه نفر که یه پدیدست، اتفاقی ناب و ویژست، زندگیمو خالی کرده از کلیشه/


هی غریبه...! رو کسی دست گذاشتی که همه ی دنیامه!! آآنقدر راحت بهش نگو :عزیزم.


رفیق...
پیراهنم را بالا بزن:
کمرم را دیدی؟
نترس چیزی نیست....
اینها فقط جای خنجرند!
من نفهمیدم در رفاقت چه شد...
"تو مواظب باش که رفیقت به عشقت نگوید خانومم"


کاشکی الان تو توی بغلم بودی...
یا حداقل من بغلت بودم...


فرقی نمیکند!
بگویم وبدانی...!
یا
نگویم و ندانی...!
فاصله دورت نمیکند...!!!
در خوب ترین جای جهان جا داری...!
جایی که دست هیچ کسی به تو نمیرسد:
دلم...


شاید تو سکوت میان کلامم باشی! دیده نمیشوی اما من تو را احساس می کنم! شاید تو هیاهوی قلبم باشی شنیده نمیشوی اما من تو را نفس می کشم!.


آب و هواى دلم آنقدر بارانیست؛ که رخت های دلتنگی ام را؛ مجالی برای خشک شدن نیست؛ اینگونه است که دلم برایت همیشه دلتنگ است...


برچسب‌ها: دل است دیگر, غمگین, عاشقانه, تنها
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت 23:47  توسط salar  |